تبليغاتX
مرد آرام...
سوسياليستي...
هان , اي خفتگان بيدار نما...
آن دور ايستاده , به چه مينگريد؟
ياران غار كهف از شما سربلندترند...
زيرا ,در پس خوابشان بيداري عظيم داشتند.

اي بيچارگان از اموالتان بگريزيد...
زيرا,همچون اژدهايي چند سر هر دم نيشش را در شما فرو خواهد نمود.

هر نسل , از پيشين خود پست و ذليل تر ميشود.

به خود تكاني دهيد اي بينوا مردمان...
تا دير نگشته از اين دنيا كه  مرداري متعفن را ماند و شما نيز همانند كرماني برق گرفته و سرگشته بدورش جمع شده ايد.

رها نماييد ,اين مظهر اهريمن پليد را.

روحتان را ارزان و در مقابل هيچ تسليم ابليس مكنيد كه سخت , خسران خواهيد ديد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 4 قبل از ظهر  توسط samber | 

راهي كه از جهنم به حيات حقيقي ميرسد,راهي دور و بس دشوار است.

ميلتون : بهشت گمشده

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 3 قبل از ظهر  توسط samber | 

صد سوار سوگوار,
به كجا خواهند رفت
از زير آسمان غنوده ي نارنجستان؟

 

نه به كوردبا خواهند رسيد
نه به سويل,
نه به غرناطه كه آه مي كشيد
به ياد دريا.

آن اسبها خواب آلود
خواهند بردشان,
به چنبر خاج ها
كه در آن ميلرزد سرود.

با هفت آه نمايان,
به كجا خواهند رفت
صد سوار اندلسي
صد سوار نارنجستان؟

F.G.L

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 1 قبل از ظهر  توسط samber | 

ارنست همينگوي,يه جايي نوشته : ((دنيا, جاي زيبايست و ارزش نبرد و مبارزه را دارد...)) اما من با قسمت دوم موافقم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 3 قبل از ظهر  توسط samber | 

شايد دور باشم , شايد نزديك...


شايد كور باشم , شايد بينا...


و شايد مغرور.

اما هرچه باشم بر حرفم ايستادم...

و هيچوقت دو عمل را انجام ندادم و نخواهم داد :
1.اينكه راه رفته را بر نخواهم گشت ,و دوم حرف زده را پس نخواهم گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 2 قبل از ظهر  توسط samber | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
شهریور 1386
پیوندها
چه...
ارتش سايه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان